حمیدرضا ایزدیار، شهروند معترضی است که در روز ۲۲بهمن ماه سال ۸۹ بازداشت شد و بعد از یکماه با قید وثیقه تا برگزاری دادگاه آزاد گردید. این شهروند جنبش سبز در ۱۸ تیرماه سال جاری به پنج سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی و توهین به رهبری محکوم شد. در حالیکه به گفته همسر ایزدیار، او قبل از شروع اعتراضات مردمی و زمانیکه از منزل خارج شده، دستگیر شده است.
پروین محمدی همسر حمیدرضا ایزدیار با اشاره به حکم قطعی همسرش به “جرس” می گوید: ” همسرم را در ۲۲ بهمن ماه قبل از شروع درگیری ها دستگیر کردند و چند روز در انفرادی نگهداری شد تا اینکه در اواخر اسفند با قید وثیقه آزاد شد. در ۱۸ تیرماه سال ۸۹ پنج سال زندان برایش صادر کردند که در عید فطر به او عفو خورد و حکمش به دو سال و نیم کاهش پیدا کرد.”
خانم محمدی که برای اولین بار حاضر به مصاحبه شده است، در خصوص آخرین وضعیت همسرش ادامه می دهد: “همسرم اوایل که برایش حکم صادر شد خیلی از نظر روحی بهم ریخت اما الان به دلگرمی بچه های بند ۳۵۰ سعی می کند این شرایط را تحمل کند و حالش خوب است. امروز هم برای دومین بار در طی مدت حبس همسرم توانستم ایشان را حضوری ملاقات کنم. و هر هفته هم یک ملاقات کابینی کوتاه دارم. از نظر جسمی مشکل خاصی ندارد. برای مرخصی هم اقدام کرده ام اما هنوز جوابی نگرفته ام حالا هر هفته پیگیری می کنم تا شاید جواب بدهند.”
در حالیکه ماههاست زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و خانواده های آنان از حق تماس تلفنی “محروم” هستند، طی هفته های گذشته خبر وصل تلفن های این بند موجب اندک خوشحالی خانواده های آنان بویژه پدران و مادران سالخورده و کودکان خردسال گردید. اما بنا به خبرهای رسیده بنا بدلایلی نامعلوم مجددا این حق اولیه از زندانیان سیاسی سلب شده است و بسیاری از خانواده ها حتی طی این مدت کوتاه هم نتوانستند صدای عزیزان خود را بشنوند.
خانم ایزدیار با اشاره به قطع دوباره تلفن زندانیان سیاسی، ادامه می دهد: “حدود دو هفته پیش تلفنها را وصل کردند و قرار شد به نوبت زندانیان از تلفن برای تماس با خانواده هایشان استفاده کنند که نمی دانم دوباره به چه علتی این حق اولیه آنها قطع شد! همسر من هم در نوبت بود اما بعد گفتند گویا یک مدت کوتاهی بوده و دوباره قطع کردند.”
همسر این شهروند معترض دربند با اشاره به مشکلاتی که برای دختر چهار ساله اش ایجاد شده است، می افزاید: “دخترم چهار سال دارد که خیلی به پدرش وابسته است و الان خیلی بی تابی می کند. به توجه به شرایط زندان و ملاقات ها هم نمی توانم او را به دیدن پدرش ببرم زیرا بردن یک دختر خردسال در آن محیط برای روحیه اش بسیار بد است و بعد از ملاقات هم کنترلش خیلی سخت است و مدام پدرش را می خواهد. خدا شاهد است در این چهارماه هم به بهانه های مختلف سعی کردم یاد پدرش نیافتد. اوایل که بهش می گفتیم پدر رفته مسافرت، می پرسید پس چرا تلفن نمی زند؟ چرا همه تلفن می زنند فقط پدرم زنگ نمی زند؟ بعد گریه می کند می گوید بابای من رفته پیش خدا! شما به من نمی گویید….هر بار هم که برای مرخصی مراجعه می کنم این مشکلات را برای آنها توضیح می دهم و درخواست می کنم که همسرم بتواند با منزل تماس بگیرد و فقط با دخترش تلفنی حرف بزند اما می گویند دادستان باید اجازه بدهد.”
آیلین دختر چهار ساله حمید رضا ایزدیار که وابستگی عاطفی زیادی به پدرش دارد، هم اکنون مدت ۱۲۰ روز از دیدن و شنیدن صدای گرم پدرش “محروم” مانده است و روزهای خود را با انتظار زنگ خوردن تلفن و شنیدن صدای محبت آمیز پدرش به شب می رساند و شب هنگام با گریه به خواب می رود تا شاید فردا روزی باشد که آرزوی دیدن چهره پدر یا شنیدن صدای او تحقق یابد.
همسر حمید رضا ایزدیار در پایان خطاب به مسئولین قضایی می گوید: “مسئولین توجه داشته باشند که تحمل این شرایط شاید برای من و همسرم آسان باشد اما یک بچه چهار ساله نمی تواند دوری پدرش را تحمل کند. الان چهار ماه است که دخترم حتی از شنیدن صدای پدرش محروم است. اگر بگذراند که همسرم با منزل تماس بگیرد تا با دختر کوچکش صحبت کند کمی از بی تابی های دخترم کم می شود. من از اینجا از آقای دادستان درخواست می کنم حق تماس تلفنی زندانیان سیاسی را به آنها برگرداند تا دخترم بتواند حتی برای یکی و دو دقیقه هم که شده صدای پدرش را بشنود تا این روزهای تلخ را سپری کند…”